أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

980

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

1071 . ورس 1 يحيى و خشكى مىگويند : در يمن انواع گوناگون ورس يافت مىشود اما همه آنها خشك‌اند . بهترين آنها سرخ است و در آن جز سرخ ، [ رنگى ] ديگر ديده نمىشود ، آن را « بادره » 2 مىنامند . نوع پست آن وجود دارد كه در آن آشكارا سفيدى ديده مىشود . [ ورس ] دانه‌هايى همانند ماش ، و سياه است . مىگويند كه اين شبنمى است كه در شب از آسمان بر فرش‌هاى چرمين گسترده [ بر زمين ] مىبارد . با تكاندن [ فرش ] آنها را بيرون مىريزند و جمع مىكنند . [ ورس ] بر درخت نيز مىبارد . مىگويند كه آن از درخت جدا مىشود . خشكى : برخىها مىپندارند كه نوعى [ ورس ] وجود دارد كه از راه كشت زياد مىشود . نمى كه از آسمان مىبارد ، بسته به‌جاى بارش ، گوناگون است . اين در عراق شبنم است ، در كوه‌هاى ساتيدما و در جاهايى با هواى همانند آن ، روى درختان بلوط و بطم مىبارد و منّ را پديد مىآورد . [ من ] به برگ‌ها مىچسبد ، گاهى آن را جدا مىكنند و گاهى با برگ در ظرف‌ها نگه مىدارند . آن را به شكل پنير و بادام تهيه مىكنند . هنگامى كه [ نم ] در تهامه روى گياه عشر مىبارد ، آن‌گاه شكر [ عشر ] را پديد مىآورد ، در يمن روى درخت [ مىبارد ] و ورس را به وجود مىآورد . در خراسان روى گياه خارشتر به شكل ترنجبين [ مىبارد ] و در جزيره قبرس روى پوست بز ، لادن 3 [ مىبارد ] كه همانند ريم 4 [ به پوست ] مىچسبد . ناخالصىهاى ورس [ ساختگى ] بسيار است ، مانند عسل و سياه داوران و فروشندگان [ ورس ] آنها را مىشناسند . ورس به سريانى ورشا 5 [ ناميده مىشود ] . سرّ اللغة : ثوب مجسّد [ جامه‌اى است ] رنگ شده با جساد و اين زعفران است ؛ مورّس - [ رنگ شده ] با ورس و اين . . . 6 است كه فقط در يمن وجود دارد . ارجانى : [ ورس ] را از يمن مىآورند و آن به رنگ سرخ تند است . مىگويند كه [ ورس ] در يمن روى پوست درختان وجود دارد ، آن را مىتراشند و جمع مىكنند ؛ آن به زعفران ساييده مىماند . او مىگويد كه ورس همان « حص » 7 و « قنديد » 8 است و نوع سرخ آن را « بادر » 9 مىنامند . ابو تمّام : پاهاش بر خاك اسلام نهاده * آن‌گاه كه خورشيد ورس را بر ريشه فشانده مىگويند كه قند يد [ نوع ] خوب ورس است .